unfair
un
ˌʌn
an
fair
ˈfɛə
feē
infer

تعریف و معنی "unfair"در زبان انگلیسی

unfair
01

ناعادلانه, غیر منصفانه

lacking fairness or justice in treatment or judgment 

foul

unfair definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unfair
شکل تفضیلی
more unfair
درجه‌پذیر
مثال‌ها
It's unfair that some students get extra time on exams while others don't. 

ناعادلانه است که برخی از دانش‌آموزان در امتحانات زمان اضافی می‌گیرند در حالی که دیگران نمی‌گیرند.

to unfair
01

تکرار کردن, دوباره گفتن

to say, state, or perform again 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
unfair
سوم‌شخص مفرد
unfairs
وجه وصفی حال
unfairing
گذشته ساده
unfaired
اسم مفعول
unfaired
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه