to underperform
Pronunciation
/ˈəndɝpɝˌfɔɹm/

تعریف و معنی "underperform"در زبان انگلیسی

to underperform
01

عملکرد پایین‌تر از انتظار داشتن, رشد کمتر از استاندارد داشتن

to grow or yield at a rate lower than a benchmark, standard, or expectation
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
underperform
سوم‌شخص مفرد
underperforms
وجه وصفی حال
underperforming
گذشته ساده
underperformed
اسم مفعول
underperformed
مثال‌ها
Our portfolio underperformed compared to the S&P 500.
پرتفوی ما در مقایسه با S&P 500 عملکرد ضعیف‌تری داشت.
02

بد یا ضعیف عمل کردن, بازدهی کمتری نسبت به سطح انتظار داشتن

to not succeed as much as intended
مثال‌ها
Despite his potential, he tended to underperform during crucial games, disappointing his coaches.
علیرغم پتانسیل خود، او تمایل داشت در بازی‌های حیاتی عملکرد ضعیفی داشته باشد، که مربیانش را ناامید می‌کرد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه