جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to underperform
01
عملکرد پایینتر از انتظار داشتن, رشد کمتر از استاندارد داشتن
to grow or yield at a rate lower than a benchmark, standard, or expectation
مثالها
Our portfolio underperformed compared to the S&P 500.
پرتفوی ما در مقایسه با S&P 500 عملکرد ضعیفتری داشت.
02
بد یا ضعیف عمل کردن, بازدهی کمتری نسبت به سطح انتظار داشتن
to not succeed as much as intended
مثالها
Despite his potential, he tended to underperform during crucial games, disappointing his coaches.
علیرغم پتانسیل خود، او تمایل داشت در بازیهای حیاتی عملکرد ضعیفی داشته باشد، که مربیانش را ناامید میکرد.
درخت واژگانی
underperform
perform



























