جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
undamaged
01
دست نخورده, بی آسیب
completely uninjured
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most undamaged
شکل تفضیلی
more undamaged
درجهپذیر
مثالها
They were relieved to find that the package arrived undamaged.
آنها با دیدن اینکه بسته سالم رسیده است، احساس آرامش کردند.
درخت واژگانی
undamaged
damaged
damage



























