جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unbounded
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unbounded
شکل تفضیلی
more unbounded
درجهپذیر
حوزه
scope, potential, abstraction
مثالها
Her creativity seemed unbounded, always coming up with new and innovative ideas.
خلاقیت او به نظر بیحد و مرز میرسید، همیشه با ایدههای جدید و نوآورانه میآمد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unbounded
bounded
bound



























