جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unanticipated
مثالها
The team faced unanticipated setbacks that delayed their progress.
تیم با مشکلات غیرمنتظرهای روبرو شد که پیشرفتشان را به تأخیر انداخت.
درخت واژگانی
unanticipated
anticipated
anticipate
anticip



























