جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Turnabout
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
turnabouts
مثالها
The turnabout in the economy led to a surge in job opportunities.
چرخش در اقتصاد منجر به افزایش فرصتهای شغلی شد.
02
تغییر تصمیم, چرخش
a decision to reverse an earlier decision
درخت واژگانی
turnabout
turn
about



























