tubby
tu
ˈtʌ
ta
bby
bi
bi
tabby

تعریف و معنی "tubby"در زبان انگلیسی

tubby
01

تپل و قدکوتاه, چاق و کوتوله

(of a person) short and fat 
tubby definition and meaning
نکوهشی
غیررسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
tubbiest
شکل تفضیلی
tubbier
درجه‌پذیر
حوزه
body, appearance, health
مثال‌ها
The tubby man struggled to fit into the narrow seat on the bus. 

مرد چاق برای جا شدن در صندلی تنگ اتوبوس تلاش کرد.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

درخت واژگانی

tubbiness
tubby
tub
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه