جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tubby
01
تپل و قدکوتاه, چاق و کوتوله
(of a person) short and fat
disapproving
informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
tubbiest
شکل تفضیلی
tubbier
درجهپذیر
مثالها
The tubby toddler toddled around the playground with chubby cheeks and a happy smile.
کودک تپل با گونههای چاق و لبخندی شاد در زمین بازی راه رفت.
درخت واژگانی
tubbiness
tubby
tub



























