جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
true-to-life
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most true-to-life
شکل تفضیلی
more true-to-life
درجهپذیر
مثالها
The actor gave a true-to-life performance that captured the character's essence.
بازیگر یک اجرای واقعگرایانه ارائه داد که جوهر شخصیت را به تصویر کشید.



























