جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Birthplace
01
زادگاه, محل تولد، زادبوم
the place in which someone was born
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
birthplaces
مثالها
He visited his birthplace after many years.
او پس از سالها از محل تولد خود دیدن کرد.
02
زادگاه, گهواره
the location where something began, developed, or was first created
مثالها
Ancient Greece is often called the birthplace of democracy.
یونان باستان اغلب زادگاه دموکراسی نامیده میشود.
درخت واژگانی
birthplace
birth
place



























