جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
transiently
01
موقتاً, برای مدت کوتاهی
for only a short time
مثالها
The colors of the sunset changed transiently, creating a mesmerizing display.
رنگهای غروب خورشید به صورت گذرا تغییر کردند و نمایشی مسحورکننده ایجاد کردند.
درخت واژگانی
transiently
transient
transi



























