جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tot
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
tots
مثالها
The tot clapped excitedly as the birthday candles were lit.
بچه با هیجان دست زد وقتی شمع های تولد روشن شدند.
02
قطره, جرعه
a small amount (especially of a drink)
to tot
01
جمع کردن, محاسبه مجموع
determine the sum of
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
tot
سومشخص مفرد
tots
وجه وصفی حال
totting
گذشته ساده
totted
اسم مفعول
totted
درخت واژگانی
totalistic
tot



























