جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Thumbtack
01
پونز
a short pin with a flat round head that is used to fasten paper to a wall or board
Dialect
American
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
thumbtacks
مثالها
The teacher used thumbtacks to hang student artwork along the classroom walls.
معلم از پونز برای آویزان کردن آثار هنری دانشآموزان در امتداد دیوارهای کلاس استفاده کرد.
to thumbtack
01
با میخکوب کردن, با میخکوب محکم کردن
to attach or secure something using thumbtacks
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
thumbtack
سومشخص مفرد
thumbtacks
وجه وصفی حال
thumbtacking
گذشته ساده
thumbtacked
اسم مفعول
thumbtacked
مثالها
He thumbtacked the notice on the bulletin board.
او اعلان را روی تابلو اعلانات با پونز چسباند.
درخت واژگانی
thumbtack
thumb
tack



























