جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Thespian
01
بازیگر, هنرپیشه
an actor or actress who performs on stage or in film
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
thespians
مثالها
The award-winning thespian delivered a stunning performance in the play.
تِسپیان برنده جایزه یک اجرای خیرهکننده در نمایش ارائه کرد.
thespian
01
تئاتری, نمایشی
relating to drama, theatre, or acting
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The town's thespian tradition dates back over a century.
سنت تئاتری شهر به بیش از یک قرن پیش بازمیگردد.



























