جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
terrified
مثالها
The terrified child clung to his mother's leg during the thunderstorm.
کودک وحشتزده در طول توفان به پای مادرش چسبید.
درخت واژگانی
terrified
terrify
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی