جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tentatively
01
بهطور غیرقطعی
in a way that is not certain or definite and might be changed later
اطلاعات دستوری
مثالها
She tentatively agreed to join the team, pending further details.
او به طور موقت موافقت کرد که به تیم بپیوندد، در انتظار جزئیات بیشتر.
مثالها
She tentatively asked if she could join the group.
او با تردید پرسید که آیا میتواند به گروه بپیوندد.



























