temperance
tem
ˈtɛm
tem
pe
rance
rəns
rēns

تعریف و معنی "temperance"در زبان انگلیسی

Temperance
01

میانه روی در صرف مشروبات الکلی

the practice of restraining oneself from consuming any or too much alcohol 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
His commitment to temperance was evident in his decision to avoid all alcoholic beverages. 

تعهد او به پرهیز از الکل در تصمیمش برای اجتناب از تمام نوشیدنی‌های الکلی مشهود بود.

02

میانه روی, خویشتن داری

the act of tempering 
03

میانه‌روی

the trait of avoiding excesses 
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه