جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Temerity
01
جسارت, بیپروایی، بیباکی، تهور
the quality of being foolishly or rudely bold
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
His temerity led him to openly criticize the well-respected leader.
بیپروایی او باعث شد که رهبر بسیار محترم را آشکارا مورد انتقاد قرار دهد.



























