جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Swimsuit
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
swimsuits
مثالها
He forgot to pack his swimsuit and had to borrow one from his friend.
او فراموش کرد که مایو خود را بستهبندی کند و مجبور شد یکی از دوستش قرض بگیرد.
درخت واژگانی
swimsuit
swim
suit



























