to swathe
Pronunciation
/ˈswɑð/, /ˈsweɪð/

تعریف و معنی "swathe"در زبان انگلیسی

to swathe
01

نوارپیچ کردن, در نوار پیچاندن

to wrap or cover something with a long piece of cloth or material
Transitive: to swathe sth
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
swathe
سوم‌شخص مفرد
swathes
وجه وصفی حال
swathing
گذشته ساده
swathed
اسم مفعول
swathed
مثال‌ها
The newborn was swathed in a soft blanket, snug and warm.
نوزاد تازه متولد شده در یک پتو نرم پیچیده شده بود، راحت و گرم.
Swathe
01

نوار پیچیدن, بانداژ پیچیده

an enveloping bandage
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
swathes
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه