جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bewitching
01
مسحورکننده, جذاب
strongly charming
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most bewitching
شکل تفضیلی
more bewitching
درجهپذیر
مثالها
Her bewitching eyes seemed to hold a secret that drew people in, unable to look away.
چشمهای مسحورکننده او به نظر میرسید رازی را در خود نگه داشتهاند که مردم را به خود جذب میکرد، ناتوان از برگرداندن نگاه.
درخت واژگانی
bewitchingly
bewitching
bewitch
witch



























