جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bewildered
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most bewildered
شکل تفضیلی
more bewildered
درجهپذیر
مثالها
He stared at the complex math problem, bewildered by the symbols and equations on the page.
او به مسئله پیچیده ریاضی خیره شد، گیج از نمادها و معادلات روی صفحه.
درخت واژگانی
bewilderedly
bewildered
bewilder



























