جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
superfluous
نکوهشی
رسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most superfluous
شکل تفضیلی
more superfluous
درجهپذیر
حوزه
necessity, quantity, evaluation
مثالها
The lengthy introduction was filled with superfluous details, delaying the main point of the presentation.
مقدمه طولانی پر از جزئیات زائد بود و نکته اصلی ارائه را به تأخیر انداخت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
superfluously
superfluous
superflu



























