جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
betimes
01
بهموقع, در اولین فرصت، صبح زود، زود، بههنگام
used to refer to something happening earlier than expected or before the usual time
کاربرد قدیمی
اطلاعات دستوری
قید پرسشی
مثالها
The travelers set off betimes to avoid the midday heat.
مسافران زودتر حرکت کردند تا از گرمای ظهر اجتناب کنند.



























