جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نهر, جوی، رود
جویبار از میان جنگل میگذرد و به دریاچه میریزد.
جریان, شار
سخنرانی یک جریان از مفاهیم مرتبط را ارائه میدهد.
لولهکش لوله را تعمیر کرد و جریان آب را به فشار طبیعی بازگرداند.
جریان, شار
در ساعت شلوغی، جریان ترافیک روی جاده بود.
گروه دانشآموزی (بر اساس سطح علمی یا رشته تحصیلی)
گروه سطح برتر شامل پیشرفتهترین دانشآموزان از نظر تحصیلی است که در دروسی مانند ریاضیات و علوم برتری دارند.
جاری شدن, سرازیر شدن
اشکها روی صورتش جاری شدند در حالی که به ادای احترام تأثیرگذار گوش میداد.
آنلاین شنیدن یا دیدن
آنها تصمیم گرفتند آخرین قسمت برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود را استریم کنند به جای اینکه منتظر دانلود آن بمانند.
در باد حرکت کردن, شناور شدن
موهای بلند او در حالی که از تپه پایین میدوید پشت سرش در جریان بود.
جاری شدن, سرازیر شدن
بینی او به دلیل سرماخوردگی شدید مدام آب ریزش میکرد.
جاری شدن, سرازیر شدن
طرفداران پس از سوت پایانی از ورزشگاه سرازیر شدند.
آنلاین پخش کردن
آنها کنسرت را به صورت زنده برای طرفداران در سراسر جهان پخش کردند.
درخت واژگانی



























