جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
streaky
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
streakiest
شکل تفضیلی
streakier
درجهپذیر
حوزه
appearance, texture, visuals
مثالها
The painting had a streaky finish that added depth to the landscape.
نقاشی یک پرداخت رگهدار داشت که به منظره عمق میبخشید.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
streaky
streak



























