جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
streaked
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most streaked
شکل تفضیلی
more streaked
درجهپذیر
مثالها
She admired the streaked pattern on the marble countertop.
او از الگوی خطدار روی پیشخوان مرمری تحسین کرد.
درخت واژگانی
streaked
streak



























