جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
straightway
01
مستقیم، بلافاصله
in a direct course
اطلاعات دستوری
02
بلافاصله, بدون تاخیر
immediately or without delay
مثالها
When the alarm went off, she straightway got out of bed and started her morning routine.
وقتی زنگ هشدار به صدا درآمد، او بلافاصله از تخت خارج شد و روال صبحگاهی خود را آغاز کرد.
درخت واژگانی
straightway
straight
way



























