جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stormily
اطلاعات دستوری
مثالها
She stormily confronted him after hearing the bad news.
او پس از شنیدن خبر بد به طوفانی با او روبرو شد.
مثالها
The sea crashed stormily against the cliffs during the night.
دریا در طول شب با شدت به صخرهها برخورد کرد.
درخت واژگانی
stormily
stormy
storm



























