جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stormily
مثالها
He stormily left the room without saying another word.
او توفانی اتاق را ترک کرد بدون اینکه کلمه دیگری بگوید.
مثالها
The wind blew stormily, shaking the windows and rattling the doors.
باد توفانی وزید، پنجرهها را تکان داد و درها را به لرزه درآورد.
درخت واژگانی
stormily
stormy
storm



























