جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Stopgap
01
راه حل موقت, اقدام موقت
a temporary solution or measure used to address an immediate problem or issue
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
stopgaps
مثالها
The makeshift tent served as a stopgap until permanent shelters could be built.
چادر موقت به عنوان راهحل موقت عمل کرد تا زمانی که پناهگاههای دائمی ساخته شوند.
درخت واژگانی
stopgap
stop
gap



























