جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stinky
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
stinkiest
شکل تفضیلی
stinkier
درجهپذیر
مثالها
He wrinkled his nose at the stinky garbage left out in the sun.
او بینی خود را در مقابل زبالههای بدبو که در آفتاب رها شده بودند چروک داد.



























