جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Stepchild
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
stepchildren
مثالها
He treated his stepchild with the same love and care as his biological children.
او با فرزندخوانده خود با همان عشق و مراقبتی رفتار کرد که با فرزندان بیولوژیکی خود داشت.
درخت واژگانی
stepchild
step
child



























