جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Stepchild
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
stepchildren
مثالها
She found it challenging to connect with her stepchild initially, but they gradually built a strong bond.
او در ابتدا ارتباط برقرار کردن با فرزندخوانده خود را چالشبرانگیز یافت، اما به تدریج پیوند محکمی بین آنها ایجاد شد.
درخت واژگانی
stepchild
step
child



























