جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
steeply
اطلاعات دستوری
مثالها
The trail ascended steeply up the mountain, making the climb exhausting.
مسیر به شدت به سمت کوه بالا میرفت، که صعود را خستهکننده میکرد.
02
به طور ناگهانی, به شدت
by a large amount and in a sudden or rapid manner
مثالها
The price of gasoline rose steeply after the supply shortage.
قیمت بنزین پس از کمبود عرضه به شدت افزایش یافت.
درخت واژگانی
steeply
steep



























