جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Stalker
01
مزاحم, تعقیبکننده
a person who repeatedly follows, watches, or harasses someone, causing fear or distress
مثالها
He was identified as a stalker by the police.
او توسط پلیس به عنوان یک آزارگر شناسایی شد.
02
شکارچی, تعقیب کننده
someone who stalks game
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
stalkers
03
راه رونده سفت و سخت, کسی که با قدم های سفت راه می رود
someone who walks with long stiff strides
درخت واژگانی
stalker
stalk



























