جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Stage whisper
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
stage whispers
مثالها
He delivered a sly stage whisper to the crowd.
او یک زمزمه صحنهای زیرکانه به جمعیت تحویل داد.
LanGeek



























