جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
squeaking
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most squeaking
شکل تفضیلی
more squeaking
درجهپذیر
مثالها
The squeaking wheels of the shopping cart annoyed nearby shoppers.
چرخهای جیرجیرکننده سبد خرید خریداران نزدیک را آزار داد.
درخت واژگانی
squeaking
squeak



























