جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
squeaking
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most squeaking
شکل تفضیلی
more squeaking
درجهپذیر
مثالها
The squeaking door hinge needed oiling to stop the noise.
لولای در جیرجیرکننده نیاز به روغن کاری داشت تا صدا متوقف شود.
درخت واژگانی
squeaking
squeak



























