squall
squall
skwɔ:l
skvawl
appallscrawlthrallbefall

تعریف و معنی "squall"در زبان انگلیسی

Squall
01

طوفان ناگهانی همراه با بادهای شدید

a sudden, intense, and brief storm characterized by strong winds and often accompanied by rain or snow 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
squalls
مثال‌ها
The sailors encountered a squall while navigating the open sea, testing their seamanship skills. 

ملوانان در حالی که در دریای باز در حال ناوبری بودند با یک توفان ناگهانی مواجه شدند که مهارت‌های دریانوردی آن‌ها را محک زد.

to squall
01

فریاد زدن, جیغ کشیدن

to utter a sudden, loud, or harsh cry 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
squall
سوم‌شخص مفرد
squalls
وجه وصفی حال
squalling
گذشته ساده
squalled
اسم مفعول
squalled
مثال‌ها
The baby squalled when the nurse picked him up. 

وقتی پرستار او را بلند کرد، نوزاد فریاد زد.

02

جیغ کشیدن, زوزه کشیدن

to produce continuous high, sharp, or whining noises 
مثال‌ها
The machinery squalled as the gears ground together. 

ماشین‌آلات جیغ می‌کشیدند در حالی که چرخ‌دنده‌ها به هم ساییده می‌شدند.

03

ناگهان و با شدت وزیدن, تند و ناگهانی وزیدن

(of wind or storm) to blow suddenly and violently for a short period 
مثال‌ها
The wind squalls across the harbor before the rain begins. 

باد تند از روی بندر می‌وزد قبل از اینکه باران شروع شود.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه