جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to spurn
01
رد کردن, نپذیرفتن
to reject or refuse disdainfully
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
spurn
سومشخص مفرد
spurns
وجه وصفی حال
spurning
گذشته ساده
spurned
اسم مفعول
spurned
مثالها
It 's unwise to spurn the advice of experienced mentors who genuinely want to help.
عاقلانه نیست که توصیههای مربیان باتجربهای را که искренاً میخواهند کمک کنند، رد کنید.
درخت واژگانی
spurned
spurner
spurn



























