جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to spring up
[phrase form: spring]
01
سریع توسعه دادن
to begin to exist very quickly
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
spring
زمان حال
spring up
سومشخص مفرد
springs up
وجه وصفی حال
springing up
گذشته ساده
sprang up
اسم مفعول
sprung up
مثالها
Ideas can spring up during casual conversations.
ایدهها میتوانند در خلال گفتگوهای معمولی ظهور کنند.
02
ناگهان ظاهر شدن, سر برآوردن
to appear suddenly and quickly
مثالها
Opportunities can spring up unexpectedly.
فرصتها میتوانند به طور غیرمنتظرهای ظاهر شوند.
03
به سرعت بلند شدن, پریدن
to quickly stand up or jump up
مثالها
She sprang up from her seat when the teacher called her name.
وقتی معلم اسمش را صدا زد، او از روی صندلیش پرید.



























