جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
spongy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
spongiest
شکل تفضیلی
spongier
درجهپذیر
حوزه
texture, materials, food
مثالها
The bread was spongy, with a light and airy texture inside.
نان اسفنجی بود، با بافتی سبک و هوایی در داخل.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
sponginess
spongy
sponge



























