جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Spiccato
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
spiccatos
مثالها
The violinist used spiccato to add a lively texture to the piece.
ویولونیست از اسپیکاتو برای افزودن بافتی زنده به قطعه استفاده کرد.
LanGeek



























