جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Soot
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
The chimney sweep removed layers of soot to improve the fireplace's efficiency and reduce the risk of a chimney fire.
جاروبکش دودکش لایههای دوده را برای بهبود کارایی شومینه و کاهش خطر آتشسوزی دودکش حذف کرد.
to soot
01
سیاه کردن, پوشاندن با دوده
to cover a surface with a blackened residue
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
soot
سومشخص مفرد
soots
وجه وصفی حال
sooting
گذشته ساده
sooted
اسم مفعول
sooted
مثالها
Smoke from the fire soothed the ceiling above the hearth.
دود آتش دوده سقف بالای اجاق را میپوشاند.
درخت واژگانی
sooty
soot



























