جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Snug
01
گوشه دنج, اتاق کوچک دنج
a small secluded room
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
snugs
snug
01
راحت, دلپذیر
enjoying or affording comforting warmth and shelter especially in a small space
02
راحت, به خوبی محافظت شده
offering safety; well protected or concealed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
snuggest
شکل تفضیلی
snugger
درجهپذیر
مثالها
The snug lid on the jar kept the contents fresh for longer.
درپوش محکم روی شیشه محتویات را برای مدت طولانیتری تازه نگه داشت.
04
به خوبی و محکم ساخته شده, محکم ساخته شده
well and tightly constructed
درخت واژگانی
snuggery
snug



























