جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Snug
01
گوشه دنج, اتاق کوچک دنج
a small secluded room
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
snugs
snug
01
راحت, دلپذیر
enjoying or affording comforting warmth and shelter especially in a small space
02
راحت, به خوبی محافظت شده
offering safety; well protected or concealed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
snuggest
شکل تفضیلی
snugger
درجهپذیر
مثالها
The sweater was snug around her shoulders, keeping her warm on a chilly day.
پولیور دور شانههایش راحت بود، و او را در یک روز سرد گرم نگه میداشت.
04
به خوبی و محکم ساخته شده, محکم ساخته شده
well and tightly constructed
درخت واژگانی
snuggery
snug



























