جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Snowdrop
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
snowdrops
مثالها
She eagerly awaited the arrival of snowdrops each year, knowing they heralded the arrival of spring with their graceful blooms.
او هر سال با اشتیاق فراوان منتظر آمدن گلهای برفی بود، با این دانش که آنها با گلهای ظریفشان نوید رسیدن بهار را میدهند.
درخت واژگانی
snowdrop
snow
drop



























