جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to sneak in
[phrase form: sneak]
01
به آرامی وارد کردن, بدون جلب توجه معرفی کردن
to introduce something casually, without drawing attention
مثالها
She managed to sneak in a compliment during their conversation.
او توانست در طول گفتگویشان یک تعریف جا بدهد.
He sneakily tried to sneak in a joke while discussing the serious topic.
او سعی کرد به آرامی یک شوخی را در حال بحث درباره موضوع جدی وارد کند.
02
دزدکی وارد شدن, به آرامی وارد شدن
to enter a place quietly and without being seen or detected
مثالها
He tried to sneak in through the back door without waking anyone up.
او سعی کرد از در پشتی دزدکی وارد شود بدون اینکه کسی را بیدار کند.
The cat managed to sneak in when we left the door slightly open.
03
قاچاقی وارد کردن, پنهانی آوردن
to secretly bring someone or something into a place
مثالها
They decided to sneak in a quick snack before the meeting started.
آنها تصمیم گرفتند که قبل از شروع جلسه به طور مخفیانه یک میانوعده سریع بخورند.
The student attempted to sneak in a cheat sheet for the exam.
دانش آموز سعی کرد یک برگه تقلب را به طور مخفیانه وارد کند برای امتحان.



























