جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to smash up
01
به شدت به چیزی صدمه زدن
to cause significant damage to something, often with force or violence
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
smash
زمان حال
smash up
سومشخص مفرد
smashes up
وجه وصفی حال
smashing up
گذشته ساده
smashed up
اسم مفعول
smashed up
مثالها
The reckless driver smashed up the parked cars in the narrow alley.
راننده بیاحتیاط ماشینهای پارک شده در کوچه تنگ را خرد کرد.



























