جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
small-scale
01
در مقیاس کوچک, کوچک مقیاس
created or drawn on a small scale
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most small-scale
شکل تفضیلی
more small-scale
درجهپذیر
مثالها
The architect presented a small-scale model of the proposed building.
معمار یک مدل در مقیاس کوچک از ساختمان پیشنهادی ارائه کرد.



























