جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
small-scale
01
در مقیاس کوچک, کوچک مقیاس
created or drawn on a small scale
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most small-scale
شکل تفضیلی
more small-scale
درجهپذیر
مثالها
For the project, they used small-scale equipment to fit the limited workspace.
برای پروژه، آنها از تجهیزات مقیاس کوچک استفاده کردند تا با فضای کاری محدود سازگار شوند.



























