جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to slow up
[phrase form: slow]
01
کند شدن
to decrease in speed or pace
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
slow
زمان حال
slow up
سومشخص مفرد
slows up
وجه وصفی حال
slowing up
گذشته ساده
slowed up
اسم مفعول
slowed up
مثالها
The production line started to slow up due to technical issues with the machinery.
خط تولید به دلیل مشکلات فنی ماشینآلات شروع به کند شدن کرد.
02
کند کردن, آهسته کردن
to cause something or someone to proceed more slowly
مثالها
The coach advised the team to slow their training up to prevent injuries.
مربی به تیم توصیه کرد که تمرینات خود را کند کنند تا از آسیبها جلوگیری شود.



























