جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sloping
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most sloping
شکل تفضیلی
more sloping
درجهپذیر
مثالها
The house was built on a sloping plot of land, giving it an elevated view.
خانه روی یک قطعه زمین شیبدار ساخته شد که به آن منظرهای مرتفع میدهد.
02
شیب دار, مایل
having a slanting form or direction
درخت واژگانی
slopingly
sloping
slop



























