sliver
sli
ˈslɪ
sli
ver
silverslaverslicershiver

تعریف و معنی "sliver"در زبان انگلیسی

Sliver
01

تراشه, ورقه نازک

a thin fragment or slice (especially of wood) that has been shaved from something 
sliver definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
slivers
02

تراشه, تکه

a small thin sharp bit or wood or glass or metal 
to sliver
01

به تراشه ها یا تکه های نازک شکسته شدن, به نوارهای نازک تقسیم شدن

break up into splinters or slivers 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
sliver
سوم‌شخص مفرد
slivers
وجه وصفی حال
slivering
گذشته ساده
slivered
اسم مفعول
slivered
02

به نوارهای نازک تقسیم کردن, به قطعات نازک بریدن

form into slivers 
03

تقسیم به تراشه ها, ورقه ورقه کردن

divide into slivers or splinters 
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه