جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sliced
01
برش خورده, ورقه شده
(of food) having been cut into thin, flat pieces or segments
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most sliced
شکل تفضیلی
more sliced
درجهپذیر
مثالها
The sliced bread was perfect for making sandwiches.
نان ورقهای برای درست کردن ساندویچ عالی بود.
درخت واژگانی
sliced
slice



























